محمد تقي جعفري
254
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
افلاطون و بوسوئه و كانت و دكارت و سقراط و مولوى و تولستوى و كنفوتسه و ساير حكماء و عشاق انسانيت است ، مىخندد . گمان نمىرود كه هيچ عامل ويرانگرى مانند منتفى ساختن گناه ، بتواند هدف زندگى انسانها و اصول انسانيت را كه صداى آن از در و ديوار شرق و غرب در طول تاريخ بلند است ، به تباهى بكشاند . اگر تاكنون نشنيدهايد ، هم اكنون بعنوان جدىترى شعار هدف زندگى و اصول انسانيت بشنويد : - روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گر نه اين روز دراز دهر را فرداستى ناصر خسرو قباديانى 16 ، 17 ، 18 - ألا و انّ التّقوى مطايا ذلل حمل عليها أهلها و أعطوا أزمّتها فأوردتهم الجنّة ( آگاه باشيد ، كه تقوى چونان مركبهايى رامند كه انسانهاى متقى سوار بر آنها گشته ، زمام بدست ، راهى بهشت الهىاند ) . گناهان افسار غرايز حيوانى را از دست گنهكاران مىگيرند و تقوى زمام آن غرايز را بدست مىگيرد . آن يكى در باديهء بى سر و ته و تاريك حوادث زندگى رو به سيه چال سقوط مىتازد ، اين يكى با هشيارى و اختيار و مالكيت به خود ، در رويدادهاى منظم حيات رو به هدف اعلاى حيات گام برميدارد . يكى ديگر از كلماتى كه در صحنهء بازيگرى افكار سطحى و سود جوى بعضى از انسانها ، ببازى گرفته شده است ، كلمهء تقوى است . اين كلمه و مترادف آن در ساير زبانهاى دنيا رايج بوده ، اغلب مردم از مفهوم تقوى اطلاعى كم و بيش دارند . مبدء اصلى اين كلمه كه عربى است ، وقايه مىباشد وقايه به معناى نگهدارى و محفوظ داشتن است . وقتى كه تقوى بانسانى نسبت